|
برگی از تاریخ دفاع مقدس: مصاحبه با میرفیصل باقرزاده مسئول تعاون وقت سپاه |
|
|
|
15 مرداد 1387 ساعت 14:41 |
|
متن حاضر، گفت وگوی مجله "پیام انقلاب" ارگان سپاه پاسداران است که 9 خرداد ماه 1360 با "میرفیصل باقرزاده" مسئول وقت "تعاون سپاه" به مناسبت "روز پاسدار" انجام شده است.به مناسبت این روز مبارک که با نام و یاد ولادت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) عجین گردیده، این گفت وگو را که حاوی نکات جالب و مهمی در رابطه با حوادث دوران دفاع مقدس است، منتشر می کنیم.
محور کار دفتر تعاون شهدا و خانواده آنها است
متن حاضر، گفت وگوی مجله "پیام انقلاب" ارگان سپاه پاسداران است که 9 خرداد ماه 1360 با "میرفیصل باقرزاده" مسئول وقت "تعاون سپاه" به مناسبت "روز پاسدار" انجام شده است.
به مناسبت این روز مبارک که با نام و یاد ولادت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) عجین گردیده، این گفت وگو را که حاوی نکات جالب و مهمی در رابطه با حوادث دوران دفاع مقدس است، منتشر می کنیم:
س : ابتدا نظر خود را در رابطه با روز پاسدار و اهمیت آن در زندگی پاسداران مطرح نمایید؟
باقرزاده: بسم الله الرحمن الرحیم. مسئله انتخاب یک روز به نام "روز پاسدار" که نشان دهنده فعالیت های پاسداران است بسیار خوب است ولیکن همان طور که مطلع هستید، روز تولد امام حسین (ع) پاسدار بزرگ اسلام و شهید راه حق را روز پاسدار نامیدهاند به این امید که تمامی برادران پاسدار و همه آنهایی که لباس مقدس پاسداری را به تن کردهاند، بتوانند در راه آن بزرگ پیشوای دین فعالیت کنند و به همان هدف نهایی که شهادت برای حفظ و ابقای مکتب باشد، دست پیدا کنند.
اساسا روز پاسدار یک سمبل است؛ من فکر میکنم که همه باید با اقتدا به امام حسین (ع)، خود یک پاسدار باشند. چه، پاسداری و حراست از اسلام تنها به افرادی که این لباس را میپوشند منحصر نمی شود و هر کس در هر لباس و مقام، اگر نیتش را جهت رضای الله قرار دهد و خالص لله برای حفاظت از اسلام و دین پیامبر (ص) فعالیت کند، پاسدار است. در حقیقت هر روز این کشور "روز پاسدار" است؛ چرا که هر روز میبینیم جوانان در راه خدا به پاسداری مشغولند، و یک روز خاص را "روز پاسدار" نام نهادن یک مسئله سمبلیک است که اهمیت پاسداری در آن بیشتر مطرح شده و یادش گرامی داشته شود و نیز یک یادآوری برای پاسداری باشند که پاسداری باشند در مکتب حسینبن علی (ع).
س : لطفا در مورد مسئولیتهای دفتر تعاون و فعالیت های آن توضیحاتی بفرمایید:
باقرزاده: دفتر تعاون که بر اساس آیه شریفه "تعاونوا علی البر و التقوی" قرار گرفته، قسمتی از پرسنلی سپاه است که مسئولیتی بسیار حیاتی و مهم و در عین حال عاطفی را بر عهده دارد. محور کار این دفتر، شهدا و خانوادههای شهدا و بعد از آن مجروحین، معلولین گروگان ها و مهاجرین جنگی است. همچنان که میدانید، این قسمت قبلا "رفاه" نام داشت، که به دلائل خاص اسلامی و عدم سازگاری این کلمه با روحیه پاسداران و بنا به تصویب شورای فرماندهی، به "تعاون" تغییر نام داد که بیشتر روحیه همکاری و تعاون و مساعدت را در ذهن برادران زنده میکند؛ و همان طور که ما در سطح سپاه احتیاج به تعاون داریم، باید آن را در سطح جامعه نیز تعمیم و گسترش دهیم. اگر در رابطه با شهداف مجروحین و غیره از بیرون احتیاج به تماس باشد، باید با قسمت تعاون ارتباط برقرار شود.
این دفتر علاوه بر کار شهدا، یک سری تعهدات در رابطه با پرسنل خود سپاه دارد نظیر وام ازدواج و تامین ضروریات اولیه در زندگی پاسداران؛ چرا که به هر حال پاسداران نیز مثل سایر مردم حق دارند تا از نظر احتیاجات زندگی تامین شوند. ضمن این که پاسدار باید از نظر مادی و رفاهی روی پای خود بایستد و به سپاه تکیه نکند.
بخش بهداری نیز جزو این قسمت بود که اخیرا براساس تصویب شورا جدا شده است. بعد قسمت مسکن و شرکت تعاونی مسکن هست که بیشتر در رابطه با تاسیسات نظامی فعالیت میکند و در حقیقت دفتر تعاون از زمان شروع جنگ رسما شروع بکار کرده و جوان ترین قسمت سپاه میباشد
س : در این مدت کوتاه دفتر تعاون چه فعالیت ها و عملکردی داشته و با چه مشکلاتی روبه رو بوده است؟
ج: مسئلهای که ما در نخستین روزهای جنگ تحمیلی به آن برخوردیم، ایجاد مسائلی در این قسمت بود. ضمن این که هیچگونه کنترلی هم در بین نبوده است. اولین مسئله هجوم بیش از اندازه و غیر قابل تصور مردم به سپاه بود. چه آنها که میخواستند اعزام بشوند، و چه آنها که در رابطه با جبهه مشکلاتی برایشان بوجود آمده بود و نمونه ساده آن این بود که میآمدند و میگفتند: "ما فرزندمان به جبهه رفته و هیچ خبری از او نداریم". ما در مقابل سیل مراجعه کنندگان، با توجه به گستردگی جبههها باید سعی میکردیم که او را پیدا کنیم. با این توضیح که امکانات مان از حد دو دستگاه تلفن بیشتر نبود. یا مثلا شخصی شهید شده و از جنازه وی خبری نیست و ما باید سعی میکردیم از طریق تماس با افرادی که در جبهه بودند، آن را پیدا کنیم. این بود که در نخستین وهله، مسئولین "تعاون" در سراسر کشور بخصوص مراکز استان، تعیین شدند و آموزش های لازم به آنها داده شد؛ بعد آئیننامه و شرح وظایف آنها هم به مرور زمان در اختیارشان قرار گرفت. ولی کافی نبود، چرا که هنوز امکانات گسترش نیافته بود.
در رابطه با بیمارستان ها، در مدتی که بهداری جدا نشده بود نیز اقداماتی انجام شد. به عنوان مثال در بیمارستان طالقانی کرمانشاه دو بخش را برادران ما زیر پوشش گرفتند. در اصفهان در بیمارستان امداد صحبت شد تا بتوانیم دو بخش از آن را زیر نظر سپاه قرار دهیم و بیماران جنگ را به آن جا انتقال دهیم؛ چرا که شکایات زیادی از بیمارستان ها داشتیم که برخی پرستاران همکاری نمیکردند که در چندین مورد نمونه آن را سراغ داریم. حتی در ایلام برادر سربازی که پایش قطع شده بود، یکی از پرستاران بعد از آن که او را پانسمان میکند و وی به هوش میآید، پایش را که در ظرفی قرار داده بود به او نشان میدهد. این برادر ما هم ناگهان شوکه شده و در اثر آن به شهادت میرسد. نظیر چنین کارهایی زیاد بود. مثل حوادث کردستان که در بیمارستان به پاسدارها آمپول هوا تزریق میکردند. این بود که سعی کردیم روی بیمارستان ها کنترل بیشتری داشته باشیم و کارمان را به صورت زنجیرهای با برادران امداد پزشکی سپاه که فعالیت های شان فراموش نخواهد شد، شروع کنیم.
از آن جا که تعداد مجروحین جنگ بسیار زیاد بود، سعی کردیم آنها را در بیمارستان ها تقسیم کنیم. از جمله در شهرستان هایی نظیر شیراز، اصفهان و بیمارستان انرژی اتمی بوشهر که متاسفانه به خاطر عدم هماهنگی ماهشهر و بندر امام خمینی و یک مقدار هم سهلانگاری خود برادران در بوشهر، این مسئله علیرغم نزدیکی این بیمارستان به جبهه، تحقق پیدا نکرد. در رابطه با مجروحین مسائل دیگری نظیر حقوق و آمارشان مطرح بود که مشکلاتی برای مان بوجود آورده بود.
س: آیا این بخش با ارگان های انقلابی دیگر نظیر بنیاد شهید همکاری دارد یا خیر؟ اگر دارد به چه صورتی می باشد؟
باقرزاده: بخش "تعاون" قبل از تشکیل بنیاد شهید به خاطر جنگ کردستان تشکیل شده و یک سری کارهایی در این رابطه انجام داده بود. اما اخیرا جلسات و همکاریهایی با بنیاد شهید داشتهایم طبق تصویب مجلس بنابر این بود تا نیروهای مسلح خودشان به شهدای خود رسیدگی کنند. ما نیز شهدای سپاه و بسیج را که اخیرا زیر نظر سپاه اداره میشود، زیر نظر میگرفتیم و مسائل اساسی مادی و فرهنگی آنها را حل میکنیم و مسائلی نظیر وام و مسکن را به اتفاق بنیاد شهید و همفکری آنها مورد بررسی قرار میدهیم. ولی هنوز در بعضی از شهرستان ها آن همکاری که باید باشد در جریان نیست.
س: برای پیشبرد کار رسیدگی به شهدا آیا طرحی در دست دارید یا خیر؟
باقرزاده: البته یک طرحی در دست داریم که ساختن مدارس عالی یا به عبارتی خانه شهید است و مقدمات آن در تهران تهیه شده است. البته سازمان های مربوط مثل بنیاد شهید، مدرسه عالی شهید مطهری، جهاد سازندگی، نهضت سوادآموزی نیز دعوت خواهیم کرد و کلا فعالیت ما در این زمینه در سه شاخه خواهد بود: یکی در رابطه با مسائل فنی خانواده شهداست نظیر برق و درودگری و مکانیکی. دوم کارهای هنری نظیر گلدوزی خیاطی و اردوگاهها و مسافرتهاست و سوم مسئله فرهنگی خانواده شهداست شامل کلاس ایدئولوژی، نهجالبلاغه و غیره. ضمن این که کسانی را که در این مسیر قرار میگیرند بارور خواهد ساخت، تشکلی نیز به آنها خواهد داد؛ به طوری که حضور دائم در صحنه کشور و حتی جهان خواهند داشت. و فردا اینها به عنوان سندهای مظلومیت کشوری که همه چیز خود را در راه خدا داده و میدهد، بهترین سد در برابر گروه های ضد انقلاب که درصدد ایجاب آشوب هستند، خواهند بود.
س: چه پیامی برای برادران و خواهران پاسدار در رابطه با روز پاسدار دارید؟
باقرزاده: ما ضمن این که باید توجه به رهبر و پیشوای بزرگ مان حسین ابن علی (ع) داشته باشیم، باید همچنان که دیگران خالص ولله جان و هستی خود را فدای اسلام و انقلاب اسلامی کردند و به شهادت رسیدند، ادامه دهنده راه حسین بن علی (ع) باشیم. ما تا خون ندهیم، این درخت آبیاری نخواهد شد و از بین خواهد رفت. پس در درجه اول خالص کردن نیت در جهت خدا است. برادرانی که در جبههها هستند و هجرت کردهاند، به مفاد آیه : "الذین امنوا و هاجروا و جاهدوا لله" تا هجرت از خانه نفس نباشد، جهاد امکان پذیر نیست و پاسداری از دین اسلام و جمهوری اسلامی بدون هجرت محقق نخواهد بود. ما باید موقعیت خود را که در معرض امتحان هستیم درک کنیم، که بهترین نمونه آن همین جنگ تحمیلی و نبرد در جبهههای حق و باطل است و نیز باید به فرامین امام امت که جوشیده از قرآن و سنت و راه حسین ابن علی (ع) است، توجه داشته باشیم. و در این رابطه کوتاهی نکنیم. مهم تر از همه مسئله خانواده شهداست. "روز پاسدار" اختصاص به یک گروه خاص ندارد. همه پاسدار اسلامند و همه باید به این مسئله توجه داشته باشند که خودشان را بر اساس آیه شریفه "و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه" از هر نظر چه عقیدتی و چه عملی، خود را آماده کنند.
از آن جا که خانوادههای شهدا پاسدارانی از اسلام را از دست دادهاند، پس در حقیقت این روز "روز شهدا" است. روزی که باید به خانه عزیزانی که فرزندان شان را در راه خدا از دست دادهاندف رفته و صله رحم نمود و این یکی از اساسیترین مسائل است. باید به مجروحین سرکشی کرد و مبادا از آن میخ های نقرهای کوبیده بر تابوت باشیم که صاحب نمودهائی از قداست و ارزش ها باشیم ولی عملا خدای نکرده در مسیری که باید نباشیم.
مجله پیام انقلاب 9 خرداد 1360
|