|
بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاعمقدس پيرامون طرح يكسانسازي گلزارهاي شهيدان انقلاب اسلامي و دفاعمقدس بيانيهاي صادر كرد.
اين بيانيه آمده است: دردمندانه بر سوگ يادآوران نشستهايم. سوگ نه از سر فقدان آنان كه شهيدان به حقيقت، آئينه بيغبار كمالجويي و قرب اليالله هستند. هرچند به جور ايام، غبار بر مزار ساده و بيپيرايه آنان نشسته بود.
لازم بود هرازگاهي با گلاب اشك،غبار را مثل مادران شهدا از روي سنگ مزارهايشان كنار بزنيم و در خلوت نياز عصرهاي پنجشنبه، چشمدرچشم، با عكسهاي پرپيامشان گره بخوريم و دست نياز و توسل بر سنگ سادگي و نقوش پررمز و رازشان بكشيم و بر سفره كريمانه بهترين بنندگان خدا در عصر معاصر بنشينيم.
اين سنت در فرهنگ ما با تپش قلب صبور زينب «سلامالله عليها» آغاز ميشود و با اشك پنهانش درميآميزد تا اين تپش زلال، مسير تاريخ را به ما نشان دهد. لاجرم هر تجدد و نوانديشي بايد در زير خيمه اين سنت، معنا شود اما به گواهي دلها، بسياري از آبادكردنها، عين ويراني است و نماد اين تجدد نامأنوس با سنتها در تخريب مزار شهيدان انقلاب اسلامي و دفاع مقدس است.
امروز كه تير انديشههاي مدرنيسم كه يكي از شاخههاي تناور شجره طيبه انقلاب اسلامي را نشانه رفته است، باور كرديم كه تقابل مدرنيته غربي با سنتهاي اسلامي به آستانه مقدسه شهيدان رسيده است لذا بايد فرياد زد فريادي برآمده از درد و نهيبي برخاسته از عمق پيام شهيدان.
مديران بنياد شهيد با اين اقدام به دنبال ماندگاركردن قبور با استفاده از مصالح بهتر و يكسانسازي و شكيلكردن گلزارها به منظور القاي بيشتر فضاي معنوي به زائران و جلوگيري از امحاء عكسها و مدارك شخصي شهيدان هستند.
بپذيريم كه در چنين اقدامي دو اصل بايد مبناي برنامهريزي باشد: اول اينكه اصلاحات نبايد ريشهها و محكمات فرهنگي را دستخوش تغيير و تحول قرار دهد و دوم اينكه: اصلاح بايد رنگ و صبغه اسلامي و ايراني داشته و منبعث از تعاريف اصلي باشد.
بيترديد، يكسانسازي عين عدالت نيست، خاصه اينكه اين يكسانسازي – اگرچه به دنبال پيوند با رگههايي از معماري اسلامي و ايراني است – وليكن در يك هيئت كلي تداعيگر قبور كشتگان فرامرزهاست.
كدام انسان منصف و بيدار است كه ميان دفاع مقدس ما و بالطبع به معراج رسيدگان ما با جنگهاي زيادهخواهانه و كشتگان آنان، تمايزي قائل نباشد. اگر اين اصل را بپذيريم لاجرم به چند نكته خواهيم رسيد.
1- گلزارهاي شهداء به تنهايي بخشي از موزه و تاريخ بزرگ دوران دفاع مقدس است و اگر تمام امكانات نظام بسيج شود، نميتواند دوباره آن را ايجاد كند و اگر همه هنرمندان جمع شوند به هيچ وجه قادر نخواهند بود معنويتي كه فضاي پيشين به زائرين قبور شهداء القاء ميكرد در فضاي جديد به وجود آورند.
2- هر سنگ، سندي گويا از انديشههاي تعاليجوي شهيدان ماست، تنوع در شكل قبرها، نماد مردميبودن دفاع و از خودگذشتگي مردم به ويژه جوانان در اين دوره از تاريخ كشور است و انهدام اين تنوع و يكسانسازي تداعيكننده اجبار و زور در اعزام نيروهاي مردمي است.
هر مزار حداقل هفتهاي يكبار محل زيارت دلسوختگان است و انتقال آثار شخصي و ملزومات معنوي شهيدان به يك موزه متمركز - حتا در مجاورت گلزار آنان – به شدت از تأثيرگذاري و معرفي چهرههاي معنوي آنان ميكاهد.
|